میراث ماندگار نفت /مصاحبه با مهندس علی حکمت

میراث ماندگار نفت /مصاحبه با مهندس علی حکمت

مهندس علی حکمت :۳۲ سال در نفت خدمت کردم و آخرین مسئولیت ام نیز مدیریت پخش فرآورده های نفتی منطقه آبادان (شامل شهرهای خرمشهر، آبادان، شادگان، سربندر، ماهشهر، امیدیه و هندیجان) بود.

گفتگو با علی حکمت، مدیرعامل بازنشستۀ پخش فرآورده های نفتی منطقه آبادان تنها برای گفتن از کارکرد او نیست بلکه روایت مردیست که لحظه لحظه ی سالهای زندگی اش در فراز و فرودهای مختلف کاری و جنگی سپری شد و اکنون با کوله باری از تجربه و دانش روزهای بازنشستگی اش را سپری می کند.

علی حکمت، که در سال ۱۳۶۳ به استخدام پالایشگاه تهران درآمده بود بعد از مدتی به سبب بروز برخی مشکلات خانوادگی از جمله شهادت برادر و سپس پدر گرامی شان در جبهه های حق علیه باطل، به ناچار راهی خرم آباد محل اسکان خانواده شد و همان جا در پخش فرآورده های نفتی مشغول به کار شد.سپس به اهواز، ایلام، دوباره خرم آباد، آبادان، دوباره اهواز و در نهایت به آبادان بازگشت و در همین جا به بازنشستگی رسید، آنچه در پی می خوانید حاصل تلاش واحد آرشیو و مستندات روابط عمومی شرکت پالایش نفت آبادان در مستندسازی آموخته ها و تجربیات این مرد بزرگ به نسل های فعلی و آینده است.

از آنجائیکه آموزش در صنعت نفت در بدو خدمت(بورسیه)، ضمن خدمت و همچنین نیاز به کسب دانش جدید و به روز شده در مکانی تحت نام هنرستان فنی و حرفه ای کارآموزان امری الزامی به شمار می رفت آیا شما نیز آموزشهای لازم را در این محل فرا گرفتید؟ نحوه ی آموزش و انجام فعالیتهای آموزشی تان چگونه بود؟

آبادان آموزشگاهی بسیار مجهز و پیشرفته داشت که افراد با مدرک ابتدایی وارد آن می­شدند و پس از گذشت چند سال، به یک تکنسین واقعی و خبره جهت کار در پالایشگاه و دیگر مناطق نفتی تبدیل می شد. در کنار آن دانشکده نفت آبادان بود که مهندسان تربیت شده اش از این طریق و برای اشتغال جذب مجموعه ی نفت می شدند. خود من نیز در بدو استخدام در پالایشگاه تهران یک دوره آموزش مستمر ۶ ماهه را طی کردم و سپس جذب کار شد به نظرم در آن وهله (جنگ) ما جزو آخرین گروه از دانش آموخته گان آموزشگاه کارآموزان بودیم و دیگر آموزشی به آن نحوه ارائه نشد. متاسفانه ورود سیاست های ناهماهنگ و نا همگون با نفت ریشۀ این چیزها را از بیخ و بن زد و خدا می داند که این سیاست ها چه اهدافی را دنبال می کردند. اما من یادم هست که آموزش­ها خیلی مفید بود و از تمام موارد مرتبط با نفت آگاه شدیم به ویژه ما که در دانشگاه درس مهندسی خوانده بودیم و تکمیل کننده ا­ش کار و فعالیت در مجموعه ی نفت بود. بسیار حیف است که آموزشگاه فنی و حرفه ای کارآموزان آبادان که پیشانی همه بود از بین رفت و تبدیل به موزه شد.

لطفا در مورد بازسازی نخستین پمپ بنزین کشور در آبادان که در زمان فعالیت شما اتفاق افتاد، توضیحاتی را ارائه کنید؟

طبق مستندات موجود، پمپ بنزینی که اکنون در خیابان شهرداری وجود دارد نخستین پمپ بنزین ایجاد شده در سطح کشور است. در دوره ی فعالیت دکتر اکبر نعمت الهی مدیریت پیشین روابط عمومی وزارت نفت ایده ی خوبی برای بازسازی بخشهای مختلف این پمپ بنزین و الحاق آن به موزه های نفت ارائه شد که به رغم برخوردار نبودن از امکانات مالی مناسب اما با تلاش فراوان آنجا ساخته و احیا شد. ما در این مکان مهندسی معکوس انجام دادیم و با بازسازی بخش های مختلفی همچون اتاق کنترل کیفیت آن را به حالت قدیمی اش باز گرداندیم. برای بازسازی این محل از آجرهای یزدی استفاده شد. استاد کار حرفه ای آوردیم و کارها دنبال شد تا آنکه ۹۰ درصد از آن پمپ بنزین به حالت قدیمی و اولیه اش بازگشت. در حال حاضر نیز با توجه به تجهیزات گردآوری شده در آنجا همچون انواع تلمبه ها از بدو ورودشان به کشور تا آخرین مدل آن، ماشین های سوخت رسان هواپیمایی و غیره این مکان به یک موزۀ تقریبا کامل تبدیل شده است. اما متاسفانه تبلیغات زیادی در این باره انجام نشد. برخی ها اصلا از وجود چنین مکان هایی اطلاع ندارند در حالیکه بسیاری از مسافر و گردشگران ورودی به شهر تشنه ی شناخت چنین مواردی به خصوص در حوزه ی نفتی که موتور محرکه ی اقتصاد مملکت است، می باشند.امید می رود تا پالایشگاه موزه های بهتر و بیشتری را همچون مرکز کارآموزان ایجاد کند و با هدایت مردم به این اماکن ضمن بازدید از موزه های نفتی و زنده شدن خاطرات گذشته، از تلاشهای انجام شده آگاهی پیدا کنند.

کمی در مورد خانواده و اشتغال پدرتان در پالایشگاه بگویید؟

پدربزرگ و پدرم هر دو در پالایشگاه کار می کردند. پیش از جنگ تحمیلی در منطقه ی پیروزآباد محله ی هزاریا، هزار و سه، اتاق۴ ساکن بودیم که با آغاز جنگ و شهادت پدرم به همراه خانواده و برادرم به اجبار به شهرستان دیگری رفتیم. اوضاع اقتصادی کسانی که پیش از جنگ از امکانات نفتی استفاده می کردند خیلی بهتر بود. ضمن اینکه یک سری فعالیت های فرهنگی برای فرزندان نفتی ها همچون اردوی محمودآباد در نظر گرفته می شد که واقعا یکی از بهترین اردوهای اخلاقی و اجتماعی برای بچه ها بود. به عنوان شخصی که در این اردوها شرکت کرده بودم اکنون هیچ جایگزینی برای آن نداریم و دیگر چنین اردوی منظمی برگزار نشد. امیدوارم یک روزی دوباره مسئولان به این فکر بیفتند تا برای دانش آموزان به ویژه در مناطق محروم اردوهایی را در چنین مناطق خوش آب و هوا(محمودآباد در شمال کشور) برپا کنند.

از چه سالی وارد سیستم نفت شدید؟ رتبه و پروسه ی ارتقاء سازمانی تان چگونه بود؟ بنده بیستم خرداد ماه سال ۱۳۶۳ وارد پالایشگاه تهران شدم. به مدت ۲۰ سال مهندس منطقه بودم و حدود ۱۲ سال نیز به عنوان مدیر پخش فرآورده های نفتی منطقه آبادان با گرید C فعالیت داشتم.

قدری در مورد سمت های سازمانی­ و میزان فعالیت تان در نفت توضیح دهید؟

۳۲ سال در نفت خدمت کردم و آخرین مسئولیت ام نیز مدیریت پخش فرآورده های نفتی منطقه آبادان (شامل شهرهای خرمشهر، آبادان، شادگان، سربندر، ماهشهر، امیدیه و هندیجان) بود.

شرکت چه امکانات رفاهی در اختیار شما قرار داده بود؟

از لحاظ امکانات رفاهی برای یک نفتی، چه از لحاظ منازل سازمانی، چه از لحاظ درمان، ایاب و ذهاب و غیره بهترین جا آبادان است. در دیگر جاها این امکانات وجود ندارد به خصوص مسکن مناسب در محله ای خوب و نزدیک به محل کار. منازل شرکتی بر اساس امتیاز بندی شغلی به کارکنان تحویل می شود و در کنار آن نیز امکاناتی همچون باشگاههای ورزشی و فرهنگی؛ مراکز درمانی و مراکز آموزشی مربوطه در اختیار خانواده بزرگ نفت قرار داده می شود.

برای ارتقاء جایگاه سازمان متبوعه تان چه اقداماتی انجام دادید؟

سال ۷۳ که به آبادان آمدیم، شهر نیاز به بازسازی داشت و بر همین اساس در مناطق تحت فعالیت پخش فرآورده های نفتی، اقدام به انجام اموری همچون بازسازی و ارتقاء کامل دروازه پالایشگاه، ناحیه ی مرکزی، ساختمان دروازه ۱۸، محل بارگیری در پالایشگاه و خرید مخازن جدید به طور کامل کردیم. در ماهشهر نیز انبار ۷۰۰ هزار بشکه ای را با ساخت انبار جدید به انبار۴۰۰ میلیون بشکه ای تبدیل کردیم. ازآنجائیکه کشور در بحث بارگیری نفت کوره در مضیغه بود لذا برای پاسخگویی به نیاز سوخت نیروگاهها در فصل زمستان، سوخت مازوت را ارتقاء دادیم و تمامی مخازن موجود را از طریق قطار بارگیری می کردیم. به یاد دارم وقتی که به عنوان مهندس منطقه کار بزرگی را انجام دادم مدیرعامل وقت پخش فرآورده ها در دهه ۸۰ به همراه هیأت مدیره به محیط کار ما آمدند و به من گفت که شما با انجام این تعمیردر واقع آب را به چشمه بازگرداندید و بارگیری نیز ارتقاء یافت. یک خط انتقال داریم که از آبادان به سمت بندر صادراتی مان در ماهشهر می رود و ما در آن میان، مخازن را از طریق قطار بارگیری کردیم. به دلیل سنگینی قطار ریل ها نشست می کرد و لذا برای جلوگیری از تکرار این مسئله، ریل ها را در بتون کاشتیم تا محکم شد و اکنون با گذشت ۱۶ سال هنوز هم این خط جواب می دهد. به هر حال به طور شبانه روزی و با عشق و علاقه کار می­کردیم. من هر کاری که بهم سپرده می شد را می پذیرفتم و برای انجامشان امکانات مورد نیاز را طلب می کردم. متاسفانه بعضی جوان ها و مدیران جدید، نخست امکانات می­خواهند و دائم می گویند نمی شود، سخت است و چه و چه. من هیچ موقع این­ها را نگفتم من فقط می گفتم چشم ولی این مکانات و تجهیزات را لازم دارم. بنده کسی بودم که خودشون شاید با فشار به من مسئولیت دادن اما من نمی­پذیرفتم چون کار مهندسی را دوست داشتم، اما وقتی هم که مدیر شدم تا آخرین روز کاری ام خوب فعالیت کردم و همه از کارکردم رضایت داشتند.

 

در آخر اگر خاطراتی دارید که فکر می­کنید بیانشان می تواند برای آیندگان خوب، جالب و آموزنده باشد، بفرمایید.

خاطرات که زیاد هست ولی من این را می گویم که واقعا بایستی در نفت زحمت بکشند، نفت یک سیستم خوبی که دارد اینکه شخص پله به پله بالا می آید و این طوری نه به سیستم و نه به خود شخص لطمه ای وارد نمی شود. ضمن اینکه کارش را بلده و آن را به نحو مطلوب و با عشق و علاقه به انجام می رساند. یک مسئول زمانی موفق است که بتواند نیروهایش را از کار، نتیجه و خروجی آن آگاه کند. من برای شما مثالی میزنم، مدیرعامل یک شرکت کنسرسیوم که کارهای جوشکاری زیر دریا را انجام می دادند، یک روز داشته از روی اسکله رد می شده که چشمش به دو جوشکار می افتد و از آنها در مورد کارشان سوال می کند و آنها در پاسخ می گویند هیچی غذا خوردیم و الان نشستیم، دوباره از آنها می پرسد کارتان چیست آنها جواب می دهند جوشکاری، می پرسد چرا جوشکاری می کنید می گویند نمی دانیم به ما گفته اند بروید این جا را جوش بدهید و ما هم آمدیم تا انجامش بدهیم. مدیرعامل یاد شده پیش خودش می گوید این دو نفر اگر می دانستند که نتیجه ی کارشان چقدر بزرگ، اثرگذار و برای جامعه مفید است آن را به خاطر جامعه با عشق و علاقه به انجام می رساندند. یک مدیر اگر نتیجه ی کارها را به درستی برای نیروهایش بیان و سپس انجامشان را به آنها محول کند به طور حتم آنها نیز نقش و کارشان را به خوبی ایفا و انجام می دهند و در کارها پیشرفت می­کنیم.

پایان پیام./

بازدیدها: 8