کودکان کار؛ زخم باز خیابانهای شهر
رصد جنوب- هر روز، در گوشهوکنار شهر، با چشمانی معصوم و دستانی پینهبسته کوچکی روبهرو میشویم؛ کودکانی که بازیچه سیاستهای ناکارآمد و قربانیان خاموش نابرابری اجتماعیاند. پدیده کودکان کار، دیگر صرفاً یک آسیب اجتماعی نیست؛ بلکه آیینهای تمامنما از شکست ساختارهای حمایتی، آموزشی و اقتصادی ماست.
سالهاست آمارهای رسمی و غیررسمی درباره تعداد کودکان کار منتشر میشود، برنامهها و شعارها پشت تریبونها مطرح میگردد، اما در عمل، نهتنها از تعداد این کودکان کاسته نشده، بلکه چهره فقر، خشنتر و عریانتر از همیشه در سیمای این کودکان هویداست. کدام نهاد مسئول است؟ چرا با وجود بودجههای هنگفت و نهادهای متعدد مرتبط با حقوق کودک، همچنان شاهد حضور گسترده کودکان در خیابانها هستیم؟
باید پرسید چه کسی پاسخگوی نسلهایی است که کودکی نکردهاند؟
مسئولان عزیز، کودکی این بچهها را پس نمیشود گرفت. اگر امروز به جای اقدامات واقعی، تنها به گزارشهای خوشظاهر و نشستهای بیثمر دل خوش کنیم، فردا دیگر فرصتی برای جبران نخواهد بود. این کودکان، آینده این کشورند — یا بهتر بگوییم، آیندهای که ما با بیعملی خود در حال نابود کردن آن هستیم.
کودکان کار به ترحم نیاز ندارند؛ به برنامه عملی، قانون اجرایی، حمایت واقعی و نظارت مؤثر نیاز دارند. تا زمانی که پاسخ صریح و اقدام فوری از شما نشنویم، هر شعار شما درباره «عدالت»، «پیشرفت» و «آینده بهتر»، تنها یک ادعای بیپشتوانه خواهد بود.
سیاستهای رفاهی ناکارآمد، نبود حمایت کافی از خانوادههای محروم، فقدان برنامهریزی مؤثر برای آموزش و بازتوانی کودکان کار، و بدتر از همه، نگاه ابزاری به آنها در برخی مناسبتهای نمایشی، دلایل روشنی برای تداوم این بحراناند. کودکانی که امروز کار میکنند، فردا در معرض آسیبهای جدیتری مانند اعتیاد، بزهکاری و استثمار قرار میگیرند. آیا حاکمیت، جامعه مدنی و افکار عمومی آمادهاند با عواقب این بیتوجهی کنار بیایند؟
دیگر زمان آن گذشته که فقط اشک بریزیم و عکس بگیریم. کودکان کار، نیازی به ترحم ندارند؛ آنها به عدالت اجتماعی، آموزش رایگان، حمایت هدفمند و سیاستگذاری واقعی نیاز دارند. اگر همچنان در برابر این زخم باز بیتفاوت بمانیم، فردا هزینههایی بهمراتب سنگینتر پرداخت خواهیم کرد، هزینههایی که نه فقط اقتصادی، بلکه انسانی، اخلاقی و فرهنگی خواهند بود.
فراموش نکنیم کودکی که امروز پشت چراغ قرمز ایستاده، حق دارد فردا در جایگاه یک پزشک، معلم یا هنرمند بدرخشد اگر ما بخواهیم.
یادداشت از ایمان خبازی
انتهای پیام./
بازدیدها: 33





