به یاد زنده یاداستاد «غلامحسین مظلومی»

آقای گل ایران وآسیا ،حکایت این اسو ها وابوهای نشسته درقلوب ما ،شکل گرفته روزهای فراوانی معرفت وتجلی اراده ها بود.
روزهای پررنج ،پاهای پتی تاول زده درکنارهرم آتش و لین های داغ زندگی ،روزهایی که گراند(گران)بودولی گرانی نبود،خاک بود،اماکیمیابود
ارزش داشت،باوقاربرسرورویمان می نشست ،ریه هارا نوازش می کرد وبامهربانی یک تشت آب ازبمبو، مسیرافتخاررامهیامی نمود.
صبح ها چوی (چای)شیرین رابانون های تنورننه های قهرمانان فردا دوپینگ می کردیم تاباحداقل ها به رؤیاهایمان رنگ حقیقت بخشیم.
توپ چرمی ممه دارسنگین، ربن شوت بوت عاریه ای ازرفیق برای هنرآفرینی ازتوپ دوپوسته پلاستیکی درس می گرفتیم که درمقابل دردورنجبایستی پول کلفت باشیم.
توپ سه پوسته ابزارتعلیم تکنیک ودربلینگ بود،حتی اگرناخن انگشت پازمین راجارووزخم می شد.
درچنین روزگاری بنای بزرگی سرمایه ها برافراشته می شد.
درآمورشی که پرورش داشت صدها استعداد رامی دیدی که قهرمان استان وکشور می شدند و پرچم دارافتخار از آبادان،ایران تاآسیا.
اسو،حسین،غلامحسین مظلومی
باآن سیکل تردد،برخاسته ازگنج این دیار،شکوه آفرین میادین وطن تا بین الملل ،مظلومی سرطلایی با شوت های سهمگین ازآقای گلی جوانان آسیا،بازی های آسیایی
باشگاه های آسیایی ،بهترین مهاجم سال آسیا وچنددوره لیگ کشور.متواضع وبی ادعا ….افسوس تا که در۲۸آبان۱۳۹۳به سرای باقی سفرمی کند.
آقای گلی که یادش هیچ زمانی پژمرده نخواهدشد.به رسم امانت اشعاری اززنده یاد اقبال لاهوری راشایدبعنوان پیام ویادآوری درقدرشناسی ازافتخار آفرین ،یاهرتعبیری دیگرکه خوانده بود،
بازمی نویسیم:
تاکه بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی همنفسی تاکه رفتیم همه یارشدند خفته ایم وهمه بیدارشدند قدرآینه بدانیم چوهست نه درآن وقت که افتادوشکست.
روحش شاد،یادش گرامی.
۲۸/آبان ۱۴۰۲-آبادان علی پارسا
پایان پیام./
بازدیدها: 7





