محرم؛ فریادی خاموش از دل تاریخ

محرم؛ فریادی خاموش از دل تاریخ

رصد جنوب- محرم که می‌آید، دل‌ها بی‌اختیار می‌لرزند. نسیمی از غم، سکوت شب‌های این ماه را پر می‌کند و اشک، مهمان همیشگی چشم‌ها می‌شود.
محرم، فقط یک ماه در تقویم نیست؛ روایت یک حقیقت جاودانه است، فریادی خاموش از دل تاریخ که هنوز در سینه‌ی آزادگان طنین دارد.
این ماه، یادآور عطش کودکی در گهواره، صدای ترک‌خورده‌ی برادری در وداع، و ایستادگی مردی ست که برای بیداری انسان، جان داد.
کربلا نه تنها صحنه‌ی شهادت، که مدرسه‌ی عشق، ایثار و آزادگی‌ست.
در محرم، دل‌ها حسینی می‌شوند، اشک‌ها رنگ معرفت می‌گیرند، و هر تپش قلبی، نجوایی‌ست از “یا حسین”
در روزهای محرم، زمان کندتر می‌گذرد.
گویی لحظه‌ها ایستاده‌اند تا بغض زمین و آسمان را بشنوند.
در هر ناله‌ی زنجیر، در هر آه سینه‌زن، در هر زمزمه‌ی “یا حسین”، قصه‌ای نهفته است از دلدادگی به حق، از وفاداری تا مرز شهادت.
محرم، فصل تماشای دل‌هایی‌ست که با اشک زنده‌اند.
هر شب، روضه‌ای برپا می‌شود و قافله‌ی دل‌ها، از کوچه‌های این دنیا عبور می‌کند و به صحرای کربلا می‌رسد.
در دل هر عزادار، آتشی‌ست که از عصر عاشورا شعله می‌کشد، آتشی که خاموش نمی‌شود؛ چراکه از جنس عشق است، از جنس حقیقت است.
در این ماه، دل‌ کندن آسان نیست. دل، بی‌قرار تربت است، بی‌قرار یک نگاه از حضرت ارباب؛ و چه زیباست که با اشک، با سینه‌زنی، با یک نذر ساده، خود را به قافله‌ی عاشقان برسانی؛ قافله‌ای که مقصدش، نور است و نجات.
محرم یعنی بیدار شدن، یعنی برخاستن در برابر ظلم، حتی اگر تنها بمانی.
یعنی حسین(ع)، که تا همیشه نماد حقیقت است، چراغ راهی‌ست برای آنانی که دل‌شان برای انسانیت می‌تپد.
در این ماه، فرات بغض می‌کند، نی می‌نالد، و زمین، هنوز شرمنده‌ی آن قدم‌هایی‌ست که برای حق، بر خاک افتادند.
غروب‌ها طعم دلتنگی دارند؛ و شب‌ها، بوی روضه می‌دهند، بوی پرچم، بوی نذر، بوی لب‌هایی که با ذکر “یا حسین” آرام می‌گیرند.
در هر کوچه، صدای طبل است و آه، در هر دل، روضه‌ای خاموش که با اولین زمزمه‌ی “یا علی‌اصغر”، می‌شکند.
ای محرم، تو فقط یک فصل نیستی؛ تو قرار دل مایی،
تو ما را با خود می‌بری، به کربلا، به آن ظهر داغ،
به آن لحظه که آفتاب هم دیگر تاب نگاه‌کردن نداشت.
ما هر سال، با تو دوباره می‌شکنیم، و دوباره قد می‌کشیم در سایه‌ی پرچم سیاه حسینی.
ما در محرم، دل به دلی می‌سپاریم که در گودال تنهایی،
فریاد زد:
“هل من ناصر ینصرنی؟”
و هنوز، پس از قرن‌ها، صدایمان در پاسخ می‌لرزد:
“لبیک یا حسین…”
و ما هر سال با آمدن محرم، دوباره متولد می‌شویم؛ در گریه برای مظلوم، در یادآوری حماسه، در بستن عهدی تازه با سرور شهیدان.
یادداشت از ایمان خبازی
انتهای پیام./

بازدیدها: 9